شارش بحرانی

فرهنگستان زبان و ادب

{critical flow} [فیزیک] شارشی که سرعت حرکت آن با سرعت صوت در همان محیط برابر است

ویکی واژه

شارشی که سرعت حرکت آن با سرعت صوت در همان محیط برابر است.

جمله سازی با شارش بحرانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او بر اصل حملات متمرکز با بیشتر نیروهای زرهی و موتوریزه اعتقاد داشت. رومل حضور نیروهای آلمانی در شمال آفریقا را از یک عمل دفاعی کوچک به یک کارزار بزرگ بدل کرد که برای دو سال مسئله اصلی نیروی زمینی امپراتوری بریتانیا بود. لیدل هارت اقدامات رومل را بزرگ‌ترین بحرانی که بریتانیا در خاورمیانه در طول جنگ گرفتار آن شد توصیف می‌کند.

💡 در قرن بیستم، این دریاچه به دلیل فعالیت‌های انسانی مانند استفاده بیش از حد از منابع آب، ساخت سدها و تغییرات آب و هوایی با چالش‌های زیست‌محیطی زیادی مواجه شد. این دریاچه شروع به کوچک شدن کرد و باعث آسیب زیست‌محیطی قابل توجهی شد. علی‌رغم این تلاش‌ها، دریاچه همچنان در وضعیت بحرانی قرار دارد و سطح آب همچنان در حال کاهش است. حفظ این دریاچه باستانی یک چالش مداوم برای آینده است.

💡 جو بایدن از کلین به عنوان "مشاوری ارزشمند" در سال‌های گذشته یاد کرده و در بیانیه‌ای نوشته است، تجربه "عمیق و متنوع کلین" و همچنین توانایی‌اش برای "همکاری با همه افراد از طیف‌های سیاسی مختلف" دقیقا ویژگی‌هایی هستند که برای پست ریاست‌ دفتر کارکنان کاخ سفید در شرایط بحرانی کنونی به آنها احتیاج است.

آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز