شاذ کلاه

لغت نامه دهخدا

شاذ کلاه. [ ک ُ ] ( اِ مرکب ) ظاهراً معرب است. ظاهراً نام جشنی است. یوم نثرالورد و در کتاب نقود آمده است:متوکل پدر معتز، در روزهای شادخواری خویش... درهم هایی سکه زد و مقدار آن پنج هزار هزار بود و آنها را برای ( جشن ) شاذ کلاه ( یوم نثرالورد ) برنگهای سرخ و زردو سیاه درآورد، و به خنیاگر خود دینارهایی بنام «دینارهای خریطه » ارزانی داشت و روی هر دیناری نوشته بود«این دینار در کوشک خریطه امیرالمؤمنین المعتزباﷲسکه زده شده است ». و این جمله روایت شابشتی است در کتاب «الدیارات ». ( النقود العربیه، حاشیه ص 164 ).

فرهنگ فارسی

ظاهرا نام جشنی است.

جمله سازی با شاذ کلاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در نرد همتم کنی آن لحظه امتحان کافتد ز عشق کار به ترک سر و کلاه

💡 ز تو ببالد برقع برایت و به نگین ز تو بنازد معجر بافسر و به کلاه

💡 انواع محصولات نمدی شامل نمد زیرانداز، کلاه نمدی، پالتوی نمدی (کپنک) است.

💡 از فیلم‌هایی که وی در آنها نقش داشته‌است، می‌توان به کلاه سه‌گوش اشاره کرد.

💡 وز آن جا به قنوج شد با سپاه به شاهی به سر بر نهاده کلاه

💡 فی‌المثل گر سر و پای خود او مانَد لُخت کُلَه و کفش خَرَد بهرِ تو با کفش و کلاه

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز