شاد للو

لغت نامه دهخدا

شادللو. [ ] ( اِخ ) ( دولیخان کرد... ) از سرکردگان اکراد در زمان امیر علم خان خزیمه از ملتزمان رکاب نادرشاه و سران خراسان که امیرعلم خان خواهر او را به زنی گرفته و چون مورد هجوم واقع شد به نزد او رفت. سرداران اکراد از حقیقت امر مطلع شدند و از دولیخان امیرعلم خان را خواستند و دولیخان چون تاب مقاومت ایلات را نداشت و نگاه داشتن امیر را در حوصله خود ندید او رابسمت اسفراز که مردم آنجا با او موافقت داشتند فرستاد. ( از مجمل التواریخ گلستانه ص 65 و 66 و 67 ). و رجوع به ص 302 و 352 حواشی و توضیحات همین کتاب شود.

فرهنگ فارسی

از سر کردگان اکراد در زمان امیر علم خان خزیمه از ملتزمان رکاب نادر شاه و سران خراسان که امیر علم خان خواهر او را بزنی گرفته و چون مورد هجوم واقع شد به نزد او رفت.

جمله سازی با شاد للو

💡 خون جگر به شادی بی غم نمی توان خورد جام نشاط [و] عشرت با میهمان توان زد

💡 اينجا است كه بر مسلمان موحد و متعهد و با ايمان لازم است، شر اين طاغوتها را براىهميشه از ميان ببرند، و اينگونه حكومتهاى شرك آلود نفاق افكن ويرانگر دشمن شاد كن رابه قعر جهنم بفرستند.

💡 یا رب آن کس که کند تهمت شادی بر من تا ابد کام دلش لذت غم نشناسد

💡 با تو چون باشم نباشد هیچم از شادی اثر با تو چون مانم نماند هیچم از عشرت نشان

💡 اى على ! هر كس مؤ منى را شاد كند، مرحله اول خدا، مرحله دوم پيغمبر صلى الله عليه و آلهو در مرحله سوم همه ما را خوشحال نموده است.(63)

💡 آن را که دلش به شادی از راه افتد از ناخن غم، کار به دلخواه افتد

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
الکن یعنی چه؟
الکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز