شاد قلی
لغت نامه دهخدا
شادقلی.[ ق ُ ] ( اِخ ) دیهی است از دهستان رادکان بخش حومه شهرستان مشهد، واقع در 97 هزارگزی شمال باختری مشهد و 2 هزارگزی شمال خاوری رادکان. جلگه ای و آب و هوای آن معتدل است، 104 تن سکنه دارد. ازآب رودخانه مشروب میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی آن زراعت است. راه اتومبیل رو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
شادقلی. [ ق ُ ] ( اِخ ) دیهی است جزء دهستان قمرود، بخش حومه شهرستان قم واقع در 6000 گزی باختر قم و 1000گزی شمال راه آهن قم -اراک. جلگه ای و آب و هوای آن معتدل و سکنه آن 234 تن است. از نهر قلعه صدری رودخانه قم مشروب میشود. محصول آن لبنیات، شغل اهالی آن شترداری و گله داری و کارگری ساختمان است. قالی و گلیم و جاجیم در آن بافته میشود. راه ماشین رو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ). و رجوع به شادقولی از طسوج ابرشتجان شود.
فرهنگ فارسی
دیهی است از دهستان قمرود بخش حومه شهرستان قم واقع در ۶٠٠٠ گزی باختر قم و ۱٠٠٠ گزی شمال راه آهن قم - اراک.
جمله سازی با شاد قلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاد به روی تو ام گرچه دلم شاد نیست شادی دل خود مرا در غم تو یاد نیست
💡 مهرگان آمد خداوندا به شادی بگذران آفتاب عالمی بر جملهٔ عالم بتاب
💡 تا پی غم میدوی شادی پی تو میدود چون پی شادی روی تو، غم بوَد بر رهگذر
💡 مسلمانان از اين بشارت، بسيار شاد شدند و سپسدنبال كار خود رفتند.(50)
💡 گفته بودی که: دلت را به وفا شاد کنم چون نکردی به چه آوازه در انداختهای؟
💡 هر كس دل مسلمانى را به چيزى شاد كند، خدا در قيامت او را شاد مى گرداند.(615)