سینه گشودن

لغت نامه دهخدا

سینه گشودن. [ ن َ / ن ِ گ ُ دَ / دِ ] ( مص مرکب ) مرادف سینه گشادن. ( آنندراج ) ( بهار عجم ). رجوع به سینه گشادن شود.

فرهنگ فارسی

مرادف سینه گشادن

جمله سازی با سینه گشودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از سر شیشه گشودن دو جهان رفت از دست خود مگر نوش کند ساغر مالامالش

💡 دل گرفته ما را به حال خود بگذار که در گشودن این غنچه صبح را دم سوخت

💡 لب گشودن رشتهٔ اسرار یکتایی گسیخت نسخه بی‌شیرازه چون شد معنی اجزا می‌شود

💡 دوم آن كه براى گشودن هر يك از عقده ها برنامه مناسبى با راهنمايىعقل تنظيم شود و بيمار با تصميم قطعى آن را عملا به كار بندد و خويش را از فشارهاىروحى آزاد نمايد.

💡 کلا ۲ بازیکن با پیراهن تیم ملی ایران موفق به گشودن دروازه تیم ملی جمهوری ایرلند شده‌اند.

💡 خون گشودن از رگ تن چیست گر داری مدد شوق لعلش را برون آر از رک جان ای طبیب