سیر دریایی

فرهنگستان زبان و ادب

{cruise} [حمل ونقل دریایی] دریانوردی در مسیرهای مختلف برای تفریح و جست وجو و تمرین

ویکی واژه

دریانوردی در مسیرهای مختلف برای تفریح و جست‏وجو و تمرین.

جمله سازی با سیر دریایی

💡 فارغ از خون جگر، مردم چشمم نشود میل صحرا نبود مردم دریایی را

💡 ز چشم تر، که درین باغ آستین برداشت؟ که شد سفینه ی گل چون حباب، دریایی

💡 ملامت گو بر و شرمی بدار آخر چه می‌خواهی ز جان غرقه عاجز میان موج دریایی

💡 زهی کشتی شاهانه که عشق است که رانندش درین دریایی خونی

💡 عشق دریایی است من در قعر او غرقه‌ام تا آشنایی پی برم

💡 چیزی که تو را باید افلاک همان زاید گوهر چه کمت آید چون در تک دریایی