سیاهی نمودن
مترادفها
تیره شدن، سیاه شدن، تاریک شدن، کدر شدن
متضادها
روشن شدن، سفید شدن
لغت نامه دهخدا
سیاهی نمودن. [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) مرادف سیاهی زدن. || کنایه از نمایان شدن. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
مرادف سیاهی زدن کنایه از نمایان شدن
جمله سازی با سیاهی نمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اشکت کلیم نگذاشت در نامه ها سیاهی بهر که می فرستی مکتوبهای شسته
💡 هرجا چو سایه نامهٔ عبرت گشودهایم باید همین سیاهی اعمال وانمود
💡 در سیاهی می زند چون آب حیوان غوطه ها چون عقیق آن کس که ترک نام نتوانست کرد
💡 سوفیا لاتزارو در مدرسه فیلم ملی ایتالیا ثبت نام کرد و در ۱۶ سالگی به عنوان یک بازیگر سیاهی لشکر در فیلم کجا میروی مروین لیروی ظاهر شد.
💡 امکان دارد مریلین مونرو در این فیلم بهعنوان سیاهیلشکر حضور داشته باشد.
💡 این نمایش در پنج پرده تدوین شده و دارای بیستویک شخصیت و تعدادی سیاهی لشکر است. شخصیتهای اصلی نمایشنامه عبارت اند از: