خاموش نمودن
مترادفها
خاموش کردن، ساکت کردن
متضادها
روشن کردن، برافروختن
لغت نامه دهخدا
خاموش نمودن. [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) خاموش کردن. خاموش ساختن. خاموش گردانیدن. رجوع به مصادر «خاموش کردن » و «خاموش ساختن » و «خاموش گردانیدن » شود.
فرهنگ فارسی
خاموش کردن خاموش ساختن
جمله سازی با خاموش نمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 معناى حَىَّ عَلَى الصَّلاةِ يعنى اينكه: بياييد به سوى بهترين اعمالتان و آنچهكه پروردگار، شما را به سوى آن فراخوانده، و بشتابيد به سوى آمرزش از جانبپروردگارتان، و خاموش نمودن آتشى كه به واسطه گناهانتان افروخته ايد، و آزادنمودن خود از گرو گناهانتان، تا خداوند بديهايتان را پوشانده، و گناهانتان راآمرزيده، و بديهايتان را به نيكى ها مبدّل نمايد، كه او فرمانرواى با كرامت وبزرگوار و صاحب بخشش بزرگ است، و به ما جماعت مسلمانان اجازه داده كه در خدمت وبندگى او و در محضرش وارد شويم.
💡 کپسول آتشنشانی نوعی دستگاه برای خاموش نمودن آتش است. این دستگاه جزء خاموشکنندههای آتش قابل حمل دستی بوده و با توجه به نوع آتش ترکیبات مختلف مانند آب، پودر و گاز، گاز دیاکسید کربن و بیورسال را با فشار بر روی آتش میافکند.