سیاه درکا

لغت نامه دهخدا

سیاه درکا. [ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بابل کنار بخش مرکزی شهرستان شاهی. دارای 650 تن سکنه. آب آن از رودخانه بابل و چشمه. محصول آنجا برنج، نیشکر، غلات، کتان، صیفی و ابریشم است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان بابل کنار بخش مرکزی شهرستان شاهی

جمله سازی با سیاه درکا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیاورد زان روی پیران سپاه شد از گرد خورشید تابان سیاه

💡 خال رخ یار و مردم چشم مرا انگیخت ز یک سیاهی و یک پرگار

💡 دست سیاه او شب آبستن است از آنک انصاف زای کرد فلک تا به محشرش

💡 بخت سیاه صیقل ارباب بینش است از سیر گلخن آینه ها پاک می رود

💡 به رخسار مانند تابنده ماه دو گیسو چو شبهای هجران سیاه

💡 گزیرنیست شب تیره را زشمع وچراغ همیشه دیدهٔ بخت سیاه می‌گرید

ایلی یعنی چه؟
ایلی یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز