لغت نامه دهخدا
سوهان پذیر. [ پ َ ] ( نف مرکب ) سوهان پذیرنده. که سوهان را قبول کند. رجوع به سوهان شود.
سوهان پذیر. [ پ َ ] ( نف مرکب ) سوهان پذیرنده. که سوهان را قبول کند. رجوع به سوهان شود.
سوهان پذیرنده که سوهان را قبول کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردم سوهان به زبان تاتی محلی سخن می گویند که شباهت زیادی به زبان مازندرانی دارد.
💡 تا به کی باید به خلقی مختلف یکرنگ زیست یک نفس آیینه گردم، یک زمان سوهان شوم
💡 به پای نخل حرص خود، چو منعم ارّه نگذارد چو سوهان می زند، از چین پیشانی گدایان را
💡 هم اکنون امتیاز باشگاه سوهان محمد سیما قم به تیم فردوس قم داده شده است.
💡 خط پاکی است از موج حوادث چرب نرمیها که چون هموار گردد تیغ از سوهان نیندیشد
💡 سوهان قم معروفترین سوهان ایران است و بیشترین و متنوعترین نمونه سوهان در قم تهیه و تولید میشود.