لغت نامه دهخدا
سوسه بردار. [ س َ / س ِ ب َ ] ( نف مرکب ) خدشه پذیر. ( یادداشت بخط مؤلف ).
سوسه بردار. [ س َ / س ِ ب َ ] ( نف مرکب ) خدشه پذیر. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خدشه پذیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابوسماك: نجاشى ! دست از اين حرفا بردار كهحال شنيدنش را ندارم، دنيا دمى است و دم هم غنيمت است.
💡 اگر بحکم تو جان در بر است، گو بر گیر و گر به امر تو سر بر تن است، گو بردار
💡 به بردارویژه مورد نظر، تنها مقیاس بردار ویژه را به نسبت
💡 است. این تبدیل هر بردار ورودی را به یک تابع والش سوپرپوزیشن تبدیل میکند.
💡 پرده ز آیینهٔ رخسار، خدا را بردار تا بلاها به سر واعظ خودبین آرند
💡 چو بوی گل همه ساز رهم، قدم بردار اگر به پرسشم ای چاره ساز می آیی