سلح پوشی

مترادف‌ها

زره‌پوشی

لغت نامه دهخدا

سلح پوشی. [ س ِ ل َ ] ( حامص مرکب ) پوشیدن سلاح جنگ و خود را بدان آرایش کردن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

پوشیدن سلاح جنگ و خود را بدان آرایش کردن.

جمله سازی با سلح پوشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جوزا چو قدح نوشی پیش تو کمر بندد و آندم که قبا پوشی پیش کمرت میرد

💡 خط تو خضر را به سیه پوشی آورد لعلت مسیح را به قدح نوشی آورد

💡 آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی معذوری اگر در طلبش میکوشی

💡 سالها گر تو در هنر کوشی این همه عیب را چه سان پوشی

💡 چه داری به ابرو درون بند و چین چه پوشی به پیلان و مردان زمین

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران