سست خیز

لغت نامه دهخدا

سست خیز. [ س ُ ] ( نف مرکب ) تنبل. کند. کاهل:
در عالم اگر چه سست خیزیم
در کوچگه رحیل تیزیم.نظامی.

جمله سازی با سست خیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گسستم از همه عالم بمهریار و چه سود که سست عهد مرا عقد مهر محکم نیست

💡 نه نامه بل سجلی بندگان را بهر آزادی ز عار بادپیمایان و عهد سست پیمانان

💡 به‌طور کلی در مقایسه با رودهای کوچک این مدت زمان برای رودهای بزرگ کمتر خواهد بود و همچنین در روی سنگ‌های سخت و مقاوم زمان بیشتر از سنگ‌های سست و کم‌مقاومت خواهد بود.

💡 و گفت: در همه کارها از سستی عزم حذر کن که دشمن در این وقت بر تو ظفر یابد، و هرگاه که فتور عزم دیدی از خود هیچ آرام مگیر به خدای پناه جوی.

💡 تو چون گردون و چون گیتی دلارائی و خوش لیکن چو گردون سخت پیکاری چو گیتی سست پیمانی

💡 قرآن، دريايى است كه قعر آن دست يافتنى نيست، بنايى است كه پايه هايش سست نمى شود و داروى شفابخشى است كه بيمارى در پى ندارد.(2)

عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز