سروته یکی
مترادفها
یکسان، برابر، همسان، مشابه
متضادها
متفاوت، متمایز
لغت نامه دهخدا
سروته یکی. [ س َ رُ ت َه ْ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) که سر و ته آن به یک اندازه است. که بالا و پایین آن در ستبری یکسان است.
فرهنگ فارسی
بیک اندازه بودن بالا و پائین چیزی در ستبری.
جمله سازی با سروته یکی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گیتی سروته مهر چه پنهان چه پدیدار... یک لخت ولی مختلف اطوار
💡 اسـاسـا سـخـنـان تـو سروته ندارد! و محتوا و منطق با ارزشى در آن نيست كه ما بخواهيمپـيـرامـون آن بـيـنـديـشـيـم ! و بـه هـمـيـن دليـل چـيـزى نـيـسـت كـه بـخـواهـيـم آنـرا مـلاكعمل قرار دهيم، بنابراين زياد خود را خسته مكن و به سراغ ديگران برو!
💡 O در كتاب روضه ى كافى آمده؛ خواب ديدن سه نوع است: گاهى بشارت الهى،گاهى ايجاد وحشت از شيطان و گاهى خواب هاى بى سروته وپريشان.(50)
💡 با وجود تمام وعدههای انتخاباتی که سیاستمداران میدهند، مردم احساس میکنند که در نهایت تمام برنامهها و شعارها سروته یکی است و هیچ تغییری در زندگیشان رخ نمیدهد.
💡 او سعی میکند با دقت بسیار زیاد مسائل را بررسی کند، اما در پایان متوجه شد که تمام استدلالهای پیچیده او در واقع سروته یکی هستند و به نتیجهای نرسیدند.
💡 در این شرکت، فرقی نمیکند که شما در بخش فروش باشید یا حسابداری، چون قوانین و محدودیتهای اداری برای همه به گونهای است که انگار سروته یکی است.