سجا کنده
لغت نامه دهخدا
سجاکنده. [ س َ ک َ دَ / دِ ] ( ص ) مکمل و مسلح. ( آنندراج ) ( رشیدی ) ( جهانگیری ).
فرهنگ فارسی
مکمل و مسلح
جمله سازی با سجا کنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدتی شد کز وطن بهر تو دل بر کنده است وز ره دور و درازش رو در این دولتسرا است
💡 چو میخ کنده شد از تند باد رفتن عمر دگر چه چشم اقامت ز خیمه، ای نادان؟!
💡 بدام بلایت من افکنده ام مر این چه ز بهر تو من کنده ام
💡 ز بیخ کنده شدیم این چنین بجور، از آنک ز تندباد حوادث، نداشتیم خبر
💡 خبر نداردکامسال شهریار جهان بنای کفر فکنده ست و کنده از بنیاد