لغت نامه دهخدا
سبزه ناک. [ س َ زَ / زِ ] ( ص مرکب ) سبزه زار. دارای سبزه: خضر؛ جای سبزه ناک. ( منتهی الارب ). اقضاب؛ سبزه ناک شدن زمین. ( منتهی الارب ).
سبزه ناک. [ س َ زَ / زِ ] ( ص مرکب ) سبزه زار. دارای سبزه: خضر؛ جای سبزه ناک. ( منتهی الارب ). اقضاب؛ سبزه ناک شدن زمین. ( منتهی الارب ).
جایی که در آن گیاه های تازه روییده، دارای سبزه، سبزه زار، جای سبز.
سبزه زار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نگردد آتشین لعل تو، مانع سبزه خط را چو طوطی خویش را در شکّرستان تو اندازد
💡 از سر خاک شهیدان سبزه گلگون میدمد چون نباشد لالهگون تیغی که از خون میدمد؟
💡 بزم گل چو خلد آمد خلد اگر شرابستش سبزه خضر را ماند خضر اگر شبابستش
💡 تپههای سبزه حمام مربوط به دوره اشکانیان - دوره ساسانیان است و در شهرستان آبدانان، روستای حمام واقع شده و این اثر در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۴۴۶ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 غزلی با مطلع «رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید»، غزل شمارهٔ ۲۳۹ از دیوانِ حافظ در تصحیحِ محمد قزوینی و قاسم غنی است.
💡 هر سبزه خوابیده که در باغ جهان بود از خواب گران جست ز گلبانگ رسایم