لغت نامه دهخدا
سالوس فروش. [ ف ُ] ( نف مرکب ) دغل باز. مکار. فریب دهنده. ( اشتنگاس ).
سالوس فروش. [ ف ُ] ( نف مرکب ) دغل باز. مکار. فریب دهنده. ( اشتنگاس ).
( صفت ) ۱ - چرب زبان متملق. ۲ - مکار خدعه گر فریبنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرچه بر واعظِ شهر این سخن آسان نشود تا ریا وَرزَد و سالوس مسلمان نشود
💡 عیب رندان میکنی روز و شب از سالوس و زرق روز و شب باز آنچه رندان میکنند آن میکنی
💡 ناموس خرد بشکن و سالوس طریقت وز هر دو برآور تو دمار ای پسر خوش
💡 خیز ای صوفی سالوس وز میخانه برو دامنت تا نشد آلوده از این خانه برو
💡 جام صافی ببر و جامه ی سالوس بیار صدق بگذار که من در گرو تزویرم
💡 ای همه تزویر و ناموس آمده پاک رفته پیش و سالوس آمده