لغت نامه دهخدا
ساقی هندوستانی. [ ی ِ هَِ ] ( اِخ ) رجوع به ساقی ( جزایری ) شود.
ساقی هندوستانی. [ ی ِ هَِ ] ( اِخ ) رجوع به ساقی ( جزایری ) شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به علّت ویژگیهای آکوستیک برجستۀ آنها، این ساختمانها به خصوص برای رقصهای موجرا یا اجرای رقصهای درباریِ رامشگران نجیب هندوستانی مناسب بودند. آنها برای اجرای زنده و کنسرتهای خصوصیِ نوازندگان و شاعران مختلف در برابر پادشاهان حاکم زمان هم مناسب بودند. تابستانهای گرم هند به اهمیت این گونه بناها میافزود. باره در اردو/هندی به معنی دوازده است بدین ترتیب بارهدری به معنای دوازدهدری است.
💡 امروز، نوشتن هندوستانی با الفبای اردو همچنان در پاکستان ادامه دارد. در هند، گونه هندی رسماً به خط دیواناگری و اردو با الفبای اردو نوشته میشود، تا حدی که این دو گونه معیار با خطشان تعریف میشوند. با این حال، در انتشارات مشهور هند، اردو به خط دیواناگری نیز نوشته میشود.
💡 هنری در ۲۷ اکتبر ۱۸۲۷ به بمبئی رسید. بعد از آموزشهای نظامی ابتدایی به هنگ دوم پیاده اروپایی پیوست. در ژوئن ۱۸۲۸ به هنگ هفتم پیاده بومی منتقل شد. کمی بعد او را به هنگ اول نیروهای ویژه بمبئی منتقل کردند و دستور دادند سریعاً به احمدآباد برود. در همین دوران به یادگیری زبان هندوستانی و لهجهٔ مهاراتا پرداخت و تعداد زیادی کتاب خواند. هنگ وی در مارس ۱۸۲۹ از احمدآباد به بمبئی برگشت.