لغت نامه دهخدا
ساغری پوش. [ غ َ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) کفل پوش ( در اسب )،جامه که ساغری اسب را پوشاند. رجوع به ساغری شود.
ساغری پوش. [ غ َ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) کفل پوش ( در اسب )،جامه که ساغری اسب را پوشاند. رجوع به ساغری شود.
( ~. ) [ تر - فا. ] (ص فا. )پارچه - ای که کفل اسب را بپوشاند.
( صفت ) پارچه ای که ساغری اسب را بپوشاند کفل پوش ( اسب ).
پارچهای که کفل اسب را بپوشاند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چشم مخموری به خون تلخ من رغبت نکرد زین شراب لعل هرگز ساغری رنگین نشد
💡 ساقی به یاد یار بده ساغری ز می از آن گنه چه باک که باشد به یاد وی
💡 لاله و نرگس نگر در باغ سرمست آمده بر سر این افسری و بر کف آن ساغری
💡 گرحنظل فلک را در ساغری فشارند با جبهه گشاده برسرکشیدباید
💡 عاشق ساغری و من ز پی خدمت تو مصحف انداخته و بنده ساغر گشته
💡 بگفتم این و سپس ساغری دو مستانه زدم چنانکه بنشاختم سر از دستار