لغت نامه دهخدا
ساغ دوش. ( اِ مرکب ) رجوع به ساق دوش شود.
ساغ دوش. ( اِ مرکب ) رجوع به ساق دوش شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رشک میآید مرا بر آن که در گلشن سلیم ساغی بر سر کشد، بیهوش گردد همچو گل
💡 ساغالان طبق نظر نویسندگان مقالات از دو کلمه ساغ و آلان تشکیل شدهاست. ساغ به معنی هموار و آلان به معنی منطقه است و ساغالان منطقه هموار معنی میدهد.
💡 وگفت: وقتی در بادیه یکی را دیدم گفتم از کجا میآئی گفت: از بلاد ساغون گفتم بچه کار آمدهٔ گفت: لقمهٔ در دهن میگردم دستم آلوده شده است آمدهام تا به آب زمزم بشویم گفتم چه عزم داری گفت: آنکه شب را بازگردم و جامهٔ خواب ما در راست کنم.