لغت نامه دهخدا
ساری استر. [ اِ ] ( اِخ ) برادر تیگران پادشاه ارمنستان و داماد فرهاد سوم [ 69 - 60 ق. م. ] پادشاه اشکانی بود. در لشکر کشی فرهاد بسال 64 ق. م. پیشاهنگ سپاهیان ایران بود. رجوع به ایران باستان ج 3 ص 2288 شود.
ساری استر. [ اِ ] ( اِخ ) برادر تیگران پادشاه ارمنستان و داماد فرهاد سوم [ 69 - 60 ق. م. ] پادشاه اشکانی بود. در لشکر کشی فرهاد بسال 64 ق. م. پیشاهنگ سپاهیان ایران بود. رجوع به ایران باستان ج 3 ص 2288 شود.
برادر تیگران پادشاه ارمنستان و داماد فرهاد سوم پادشاه اشکانی بود
💡 از ساری به عنوان یکی از شهرها و نواحی طبرستان یاد شده است.
💡 سر هزار نزاری فدای پهلوی یار دریغ نیست سر عاشق از نگون ساری
💡 شعر من چون صیت او ساری بود اندر جهان حکماو چون شعر من جاری بود در روزگار
💡 در تن من ساری است مهر تو چون رگ در رگ من جاری است جود تو چون خون
💡 برد، روستایی است از توابع بخش چهاردانگه شهرستان ساری در استان مازندران ایران.
💡 به ساری به زاری برآرند هوش تو از خون به کش دست و چندین مکوش