لغت نامه دهخدا
ساتنه کان. [ ت ُ ن ِ ] ( اِخ ) قصبه ای در فرانسه، واقع میان رودخانه رُن و سون. قصری از قرن هفدهم بدانجاست.
ساتنه کان. [ ت ُ ن ِ ] ( اِخ ) قصبه ای در فرانسه، واقع میان رودخانه رُن و سون. قصری از قرن هفدهم بدانجاست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کسی که کان سخن میکند به بحر علوم به جز مَحامِدِ جودت گهر نمییابد
💡 قلزم و کان را نه مستفید نخستاند کلک و نگین آن یسار و اینت یمین را
💡 تو ختایی بچهای از تو خطا نیست عجب کان که از اهل صوابند خطا نیز کنند
💡 چُنان کاهِل بُدَم کان را نگویم چو دیدم روی تو مردانه گشتم
💡 رهی کان ره نهان اندر نهان است چو پیدا شد عیان اندر عیان است