زینهار شکستن

لغت نامه دهخدا

زینهار شکستن. [ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) زینهار خوردن. ( فرهنگ فارسی معین ). عهد و پیمان شکستن. خلاف عهد و پیمان رفتار کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - نقض عهد کردن عهد شکستن پیمان شکستن. ۲ - خیانت کردن.

جمله سازی با زینهار شکستن

💡 زان تیغ زینهار نخواهد عدو از آنک فرصت نمی‌دهد که برد نام زینهار

💡 دل بر جهان منه که جهانرا ثبات نیست تکیه مکن بر اوی و بهش باش زینهار

💡 تا چه عمل کند عجب شکر من و سپاس من تا چه اثر کند عجب ناله و زینهار من

💡 خلق را داری همی در زینهار عدل خویش لاجرم ایزد تو را دارد همی در زینهار

💡 مرا جدا ز تو نگذارد ارچه یاد وصال که از فراق برآرم به زینهار انگشت

چاشت یعنی چه؟
چاشت یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز