لغت نامه دهخدا
زیغبافی. ( حامص مرکب ) عمل زیغباف. حصیربافی:
برو زیغبافی گزین کار کرد
نئی مرد شمشیر وروز نبرد.فردوسی ( از انجمن آرا ).رجوع به زیغ و زیغباف شود.
زیغبافی. ( حامص مرکب ) عمل زیغباف. حصیربافی:
برو زیغبافی گزین کار کرد
نئی مرد شمشیر وروز نبرد.فردوسی ( از انجمن آرا ).رجوع به زیغ و زیغباف شود.
عمل زیغ باف حصیر بافی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کارخانه پارچه بافی فشارک فعلاً با ۶ کارگر مجدداً مشغول به کار شدهاست و فضای باز کارخانه به یک باغ کشاورزی تبدیل شدهاست.
💡 غیر باستانشناختی همراه بوده کوشیدهاند که دربسیاری موارد از جمله تاریخ و تاریخ فرش بافی ایران را سراسر مخدوش کرده و با برخی
💡 بافی دانشآموختهٔ رشتهٔ کارشناسیِ «فلسفهٔ شرق» در دانشگاه ماساچوست در امهرست است و جزءِ ۱۰ نفر اول کلاس خود بود. او سپس مدرک دکترای خود را در رشتهٔ هنرهای زیبا از دانشگاه ماساچوست در بوستون دریافت داشت.