زیر قون

لغت نامه دهخدا

زیرقون. ( اِ ) به لغت دمشق نوعی از درخت سنجد بی ثمر است. ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به زیرفون و زیزفون شود. || زرقون. شنگرفی. ( از دزی ج 1 ص 618 ). رجوع به زرقون و زرگون شود.

فرهنگ فارسی

به لغت دمشقی نوعی از درخت سنجد بی ثمر است.

جمله سازی با زیر قون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیضه دل را برون آورد عشق از دست جان این هما را مشت خاشاکی به زیر بال ماند

💡 لاف یکتایی زدم چندان، که زیر بار عجب بیم آنستم که با پشت دو تاه آری مرا

💡 گفت مهلم ده ز بهر کردگار تا کنم یک سجده باری زیر دار

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز