لغت نامه دهخدا
زیرخوابی. [ خوا / خا ] ( حامص مرکب )مفعول واقع شدن در مباشرت جنسی و این لفظ اعم از بغل خوابی است، چه بغل خوابی بیشتر بل همیشه در مورد جنس مخالف استعمال می شود. ( فرهنگ عامیانه جمال زاده ).
زیرخوابی. [ خوا / خا ] ( حامص مرکب )مفعول واقع شدن در مباشرت جنسی و این لفظ اعم از بغل خوابی است، چه بغل خوابی بیشتر بل همیشه در مورد جنس مخالف استعمال می شود. ( فرهنگ عامیانه جمال زاده ).
مفعول واقع شدن در مباشرت جنسی و این لفظ اعم از بغل خوابی است چه بغل خوابی بیشتر بل همیشه در مورد جنس مخالف استعمال می شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تمازپام یک داروی بنزودیازپین متوسطاثر بوده که دارای اثرات ضد اضطرابی، آرام بخش، ضد تشنجی و شلکننده عضلانی میباشد. در موارد بی خوابی نیز استفاده میشود.
💡 بلوشیا گوبا دارای دبستان و دبیرستان، ساختمانهای آپارتمانی، ۳ هتل، چند فروشگاه، یک ایستگاه تلویزیونی، بیمارستان ۲۰۰ تخت خوابی نیروی دریایی، یک درمانگاه پلیکلینیک، یک مرکز افسران نظامی شامل باشگاه ملوانان پایگاه، استخر ۲۵ متری، مرکز تفریحاتی، و یک کلیسای ارتدکس است.
💡 چندی ست کز فراغت، شب ها ز غصه تا صبح خوابم نرفته در چشم، چشمم ندیده خوابی
💡 تماشای رخش، در دیده خوابی بود، پنداری که من تا چشم وا کردم شد از پیش نظر پنهان
💡 ترا ای نرگس دلبر چو عین فتنه می بینم چگونه فتنه بیدارست و چون بختم تو در خوابی
💡 تهوع، استفراغ، اسهال، سردرد، بی خوابی، تشنج، لرزش، کولیت سودوممبرانوس، واژینیت، کاندیدیازیس، تاندونیت، آنافیلاکسی، حساسیت، نوروپاتی محیطی برگشتپذیر یا ناپذیر و اختلال در اعصاب، درد مفاصل، سمیت کبدی و نارسایی کلیه.