لغت نامه دهخدا
زیدقائد. [ زَءِ ] ( اِخ ) شاخه ای از تیره جاجیوند هیهاوند از طایفه چهارلنگ بختیاری. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 77 ).
زیدقائد. [ زَءِ ] ( اِخ ) شاخه ای از تیره جاجیوند هیهاوند از طایفه چهارلنگ بختیاری. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 77 ).
شاخه از تیره جاجیوند هیهاوند از طایفه چهار لنگ بختیاری.
💡 دانشگاه قائد اعظم (اردو: جامعه قائداعظم) یک دانشگاه دولتی پژوهشی واقع در اسلامآباد، پاکستان است.
💡 دیگر روز در بارگاه قائد را گفت: دی و دوش میزبانی بودهای؟ گفت: آری. گفت:
💡 این روستا در دهستان زز غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۰ نفر (۱۵خانوار) بودهاست. مردم این روستا از طایفه قائد خانجمالی میباشد
💡 بى جهت نيست كه (جناح )، قائد اعظم و مؤ سس پاكستان در اين مورد مى گويد:
💡 لقب: اميرالمؤ منين، يعسوب الدّين، يعسوب المؤ منين، قائد الغُرّ المحجَّلين، امامالمتّقين، سيّد الا وصياء، اسداللّه، مرتضى، حيدر، أَنزع، قَضْم، وصىّ، ولىّ و....
💡 خندید آب، کین ره و رسم از من و تو نیست ما رهرویم و قائد تقدیر، رهنماست