لغت نامه دهخدا
زیان مندی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) ضرر. مضرت. مقابل سودمندی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به ماده قبل و دیگر ترکیبهای زیان شود.
زیان مندی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) ضرر. مضرت. مقابل سودمندی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به ماده قبل و دیگر ترکیبهای زیان شود.
ضرر مضرت مقابل سودمندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 راز جان ظاهر مگردان گر نمی خواهی دلا چون زیان شمع هردم بر سر گاز آمدن
💡 یکی بر آنکه به ظاهر ز بهر سود نهان بهنام او ملک این قرعهٔ زیان افکند
💡 یا محمد چه زیان داشت ترا که در آن مشهد طور حاضر نبودی من حاضر بودم و ترا نیابت داشتم و حضور من ترا به از حضور تو خود را.
💡 مظاهر نیروهای زیان بخش طبیعت، تاریکی و خشکی (کم بارانی) بود، که آریاییها آنها را در ظاهر اهریمنها و ارواح زیانبخش در نظر خود مجسم میکردند.
💡 از عشق وا ممان، که زیان در زیان کنی همراه عشق باش، که شیریست در شکار