فرهنگستان زبان و ادب
{enzyme biosensor} [زیست شناسی-پروتگان شناسی] زی حسگری که با زی مایه ها هم پارچه می شود و پاسخ زیستی را به نشانک الکترونیکی رقمی تبدیل می کند متـ. زی حسگر آنزیمی
{enzyme biosensor} [زیست شناسی-پروتگان شناسی] زی حسگری که با زی مایه ها هم پارچه می شود و پاسخ زیستی را به نشانک الکترونیکی رقمی تبدیل می کند متـ. زی حسگر آنزیمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شناسایی حملهها: این سیستم به اسانی حملههایی که از اسکنرهای حسگر مبتنی بر میزبان فرار کردهاند را شناسایی میکند.
💡 آسیبپذیر میکند. یکی از نقاط ضعف شبکه حسگر کمبود منبع انرژی است و دشمن میتواند با قرار دادن یک گره مزاحم که مرتب
💡 شبکههای حسگر بیسیم کلاس جدیدی از شبکههای مخابراتی را به ما معرفی کردهاند. این شبکهها به ما این قدرت را م یدهند که بفهمیم در
💡 سیستم خودکار مبتنی بر این شبکهٔ حسگر به منظور بهبود وضع امنیت راههای عمومی به کار گرفته شود. طبق اسناد موجود در ادارهٔ راه ایرلند، ۴۱ درصد از تصادفات جادهای به واسطهٔ سبقت غیرمجاز میباشد. به همین دلیل هدف از طراحی سیستم این است که
💡 به تازگی برای جرمهای آزمون سوار بر ماهواره حسگر گرانش بی با دقتی بهتر از۰٫۳٪ اندازهگیری شدهاست.[notes ۲۲]
💡 در بیشتر منابع واژههای سنجش فشرده و حسگری فشرده به جای هم بکار میروند. در اینجا از هر دو واژه، با یک مفهوم استفاده شدهاست.