زور ازمودن
لغت نامه دهخدا
( زور آزمودن ) زور آزمودن. [ زْ / زِ دَ ] ( مص مرکب ) نیروی خویش را به معرض آزمایش درآوردن. سنجیدن نیرو و قدرت: مماحله؛ زور آزمودن با هم تا ظاهر شود که کدام زورآزماتر است. ( منتهی الارب ):
وزان پس بر آن بر نهادند کار
که زور آزمایند در کارزار.فردوسی.و هم بدان روزگار جوانی... خویشتن را ریاضتها کردی چون زور آزمودن و سنگ گران برداشتن و کشتی گرفتن. ( تاریخ بیهقی چ فیاض ص 125 ).
تن که باشد تا بخون او کنی آلوده تیغ
زور با عقل آزمای و پنجه با جان درفکن.خاقانی.رها کن تا بیفتد ناتوانی
که با سرپنجگان زور آزماید.سعدی.رجوع به زور و دیگر ترکیبهای آن شود.
جمله سازی با زور ازمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و نيز در همان كتاب آمده كه ابن جرير از قتاده روايت كرده كه گفت: از آيه (و من الناسمن يقول آمنا بالله ) - تا جمله (و ليعلمن المنافقين ) درباره آن عدهنازل شد كه مشركين آنها را به زور به مكه برگرداندند، و اين ده آيه در مدينهنازل شده.
💡 تنگ ظرفم، بادهٔ کم زور می سازد مرا دورگردی و نگاهِ دور میسازد مرا
💡 اما رضاشاه این کار را با زور و اجبار انجام داد و بهطور ناگهانی حق انتخاب را از زنان گرفت و هیچ روند جامعهپسندی برای این کار طی نشد. بخشی از زنان که مسنتر و سنتی بودند و احساس برهنگی میکردند عملاً در خانه محبوس شدند.
💡 ششجهت دیدارگل میچیند از اجزای من از تحیر زور بر آیینهزار آوردهام
💡 زور بازوی رسا دارد به افسونش چه کار دام را در خاک پنهان کی کند صیاد من
💡 1 - از روى زور و اجبار، در دور تواند 2 - از روى آزادى و اختيار، دستهاول بر اساس فرموده خداوند در قرآن معذورند.