زور ابذ
لغت نامه دهخدا
زورابذ. [ ب َ ] ( اِخ ) ناحیه ای است به سرخس و مشتمل است بر چند دیه. ( از معجم البلدان ): و سرخس و زورابد ( کذا ) و از جانب هرات تا حدود سجستان برسیدند. ( جهانگشای جوینی ). || قریه ای در نواحی نیشابور، و سمعانی گوید گمان برم از نواحی ترشیز ( کاشمر ) باشد... ( از معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
ناحیه ایست به سرخس و مشتمل است بر چند دیه و سرخس و زور ابد و از جانب هرات تا جانب سجستان برسیدند.
جمله سازی با زور ابذ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اكـنـون بـبـيـنـيم نخستين عكس العمل طاغوتها و خود كامگان و صاحبان زر و زور آن عصر دربرابر اين دعوت بزرگ و اعلام خطر آشكار چه بود؟
💡 2- بيعت به اجبار و زور با كسى كه آشكارا مرتكب گناه مى شود، صحيح نخواهد بود.
💡 نکرده صید ازین صیدگاه چون نروم؟ که گر هما فکنم، زور بر کمان من است
💡 دو جهان مست و خرابست ز یک جام الست این چنین بادهٔ پر زور ندیده است کسی
💡 من که از زور کمانش سخت می پیچم به خویش سیر دارد از من و آن دلربا تاب و توان
💡 این یادداشت شامل تضمینهای امنیتی در برابر تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی اوکراین، بلاروس و قزاقستان بود.