زود گوارنده
مترادفها
زودهضم
متضادها
دیرگووار
لغت نامه دهخدا
زودگوارنده. [ گ ُ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) سریعالانهضام. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ): و گوشت مرغ زودگوارنده تر از گوشت چهارپایان باشد. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
فرهنگ فارسی
سریع الانهضام
جمله سازی با زود گوارنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آدمی یا که کند از دیدن پریان غش وین گوارنده بود ما را نی ناخوش
💡 مدام باد ترا عیش بر مراد دلت از آنکه نیست گوارنده تر ز عیش مدام
💡 در مجلس ما خیره تر از آتش سوزان با غیر گوارنده تر از آب زلال است
💡 تا آب گوارنده نباشد بر مالک تا آذر سوزنده نباشد بر رضوان
💡 حیات را چه گوارنده تر زآب ولیک کسی که بیشترش خورد بکشد استسقاش
💡 چه گوارنده تر از اینکه بتی دلکش برد از ما دل با آنهمه هش و بش
💡 پزشک برای بیمار توصیه کرد که از غذاهای سبک و زود گوارنده استفاده کند تا سیستم گوارشی او در دوران نقاهت با مشکل مواجه نشود.
💡 مصرف میوههای تازه و سبزیجات در رژیم غذایی روزانه میتواند به عنوان یک مکمل زود گوارنده برای بهبود کیفیت هضم غذاهای سنگین عمل کند.
💡 این محصول غذایی جدید به دلیل داشتن فیبر بالا و بافت نرم، برای کودکان و افراد مسن بسیار زود گوارنده و سلامت است.