زود هشیار

لغت نامه دهخدا

زودهشیار. [ هَُ ش ْ ] ( ص مرکب ) عاقل و زیرک و دانا. ( آنندراج ). خردمند و چست و چالاک و بابصیرت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

عاقل و زیرک و دانا خردمند و چست و چالاک و با بصیرت.

جمله سازی با زود هشیار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نقاشی‌های او برای جلد نشریات مزرعه ذرت قرمز و چشم‌انداز قرمز به علت زنده بودن و هشیاری موضوع خود توجه‌ها را جلب کرد. کوستودیف با تصویرسازی کارهای نیکولای نکراسوف در چاپ‌سنگی هم کار کرد. نقاشی‌های او برای داستان‌های لیدی مکبث از قصبه «متسنسکی»

💡 او استفراغ کرده بود و احتمالاً بر اثر همان استفراغ هم خفه شده بود چون هشیاری نداشت.

💡 مستم و خواهم زهوشیاران دوای درد خویش آه کاندر دور ما یک عاقل و هشیار نیست

💡 بربند لب همچون صدف مستی میا در پیش صف تا بازآیند این طرف از غیب هشیاران ما

💡 به بیداری و هشیاری توان پی برد این ره را دمی بیدار شو مستان ز مستان هوا صهبا

اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز