لغت نامه دهخدا
( زهرآب دادن ) زهرآب دادن. [ زَ دَ ]( مص مرکب ) زهرآلود کردن شمشیر و جز آن را. تذریب.
( زهرآب دادن ) زهرآب دادن. [ زَ دَ ]( مص مرکب ) زهرآلود کردن شمشیر و جز آن را. تذریب.
( زهر آب دادن ) زهر آلود کردن شمشیر و جز آن را تذریب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در کام خواهش دل بیداد عاشقم زهراب غم به لذت شکر فروچکد
💡 عیش خود را تلخ از زهراب نومیدی مکن کام دل آخر مهیا می شود غمگین مباش
💡 زهراب ز دست وی گر فرق کنم از می پس در ره جان جانم والله به مجاز آمد
💡 در عشق توام نصیحت و پند چه سود زهراب چشیدهام مرا قند چه سود
💡 باز اِخْوان را از آن زهراب بود کان در ایشان خشم و کینه میفزود