زهر الای

لغت نامه دهخدا

( زهرآلای ) زهرآلای. [ زَ ] ( نف مرکب ) آلاینده بزهر. ( ناظم الاطباء ). ملاشیدا بمعنی زهرآلاینده گفته ومیرزا جلالا طباطبا بر آن انکار دارد... ( بهار عجم ) ( آنندراج ). || ( ن مف مرکب ) آلوده بزهر... چنانکه می گوید لفظ زهرآلای در کلام یکی از اکابران... در باب به سخن آمدن بزغاله ٔمسموم وارد است. ( بهار عجم ) ( آنندراج ):
آن پیمبر که بره بریانش
گفت از من مخور که زهرآلاست.؟ ( از بهار عجم ) ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( زهر آلای ) آلاینده به زهر یا آلوده به زهر

جمله سازی با زهر الای

💡 الای گردون پست تو هستی جود از هست تو غمگین ‌ز فیض ‌دست‌ تو صد همچو زخار آمده