زبان گندمی
لغت نامه دهخدا
زبان گندمی. [ زَ ن ِ گ َ دُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به زبان گندمین شود.
جمله سازی با زبان گندمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پای تا سر در پی روزی، دهانی و شکم تا تو چون دست آس سرگردان مشت گندمی
💡 بگذر زحسن گندمی ومگذر از بهشت زین برق فتنه خرمن آدم تباه شد
💡 تمامی غلات، از خانواده گندمیان بوده و دارای نوعی کربوهیدرات به نام نشاسته هستند.
💡 این تیره ۲۲۵ تا ۳۰۰ گونهٔ گندمیشکل دارد که در اغلب نواحی مرطوب جهان میرویند، ولی در نواحی گرمسیری نادرند.
💡 نخستین استفاده ثبتشده از گندمی به عنوان نام رنگ در انگلیسی در سال ۱۷۱۱ بود.
💡 هرچند جو به سوی خران به ز گندم است گندم ز جو به است سوی ما به گندمی