زاگ سفید

لغت نامه دهخدا

زاگ سفید. [ گ ِ س ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) و آن را بعربی شب یمانی گویند با تشدید بای ابجد. ( برهان قاطع ). و رجوع به زاج و زاج سفید و زاج ابیض شود.

جمله سازی با زاگ سفید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چشم ما آب سیاه آورد از بس انتظار تا شد از دامان صحرای طلب منزل سفید

💡 شد از سفیدی و سرخی بدیع گونهٔ سیب چو رنگ و روی بتی کز جفا خورد تشویر

💡 زان خط که گرد دایره روی می‌کشی روز سفید ما چو شب تار می‌کنی

💡 چه کند با اثر مرحمتت روی سیاه چه کند با عدم مغفرتت روز سفید

💡 کس بر لب من زپنبه آبی نچکاند جز دیده که گشته بود از گریه سفید

💡 چو نور ماه که تابد ز پشت ابر سفید ز پشت جامه عیانش سپیدی اندام

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز