لغت نامه دهخدا
زاوه خواف. [ وَ ی ِ خا ] ( اِخ ) زاو است. فصیح خوافی آرد: وفات رکن الدین محمود سلطان سنجان در سنجان زاوه خواف. ( تاریخ ادبیات براون ج 3 ص 300 و تعلیقات قزوینی بر شد الازار ص 539 ). رجوع به زاده شود.
زاوه خواف. [ وَ ی ِ خا ] ( اِخ ) زاو است. فصیح خوافی آرد: وفات رکن الدین محمود سلطان سنجان در سنجان زاوه خواف. ( تاریخ ادبیات براون ج 3 ص 300 و تعلیقات قزوینی بر شد الازار ص 539 ). رجوع به زاده شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسین آباد روستایی در دهستان زاوه بخش مرکزی شهرستان زاوه استان خراسان رضوی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۱۱۸ نفر (در ۳۵ خانوار) بوده است.
💡 حصار روستایی در دهستان زاوه بخش مرکزی شهرستان زاوه استان خراسان رضوی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۷۵ نفر (در ۲۳ خانوار) بوده است.
💡 علیک روستایی در دهستان سلیمان بخش سلیمان شهرستان زاوه استان خراسان رضوی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۱٬۶۵۸ نفر (در ۴۷۲ خانوار) بوده است.
💡 صبی روستایی در دهستان زاوه بخش مرکزی شهرستان زاوه استان خراسان رضوی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۱۹۸ نفر (در۶۲ خانوار) بوده است.
💡 بقیع روستایی در دهستان صفائیه بخش مرکزی شهرستان زاوه استان خراسان رضوی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۱۳۱ نفر (در ۳۹ خانوار) بوده است.