زاغ پینه
لغت نامه دهخدا
زاغ پینه. [ غ ِ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) زاغ پیسه است. ( فرهنگ شعوری ). و آن مصحف است.
فرهنگ فارسی
زاغ پیسه است آن مصحف است
جمله سازی با زاغ پینه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رود پینهگا رودی است که به رود دوینای شمالی میریزد. این رود از کشور روسیه میگذرد و طول آن ۷۷۹ کیلومتر (۴۸۴ مایل) است.
💡 گرچه صد پیراهن از خورشید روشنتر شدم همچنان در خلوت روشنضمیران پینهام
💡 زاهد بیا چون عاشقان بر جامه جان چاکزن تا چند دوزی از ریا بر پاره تن پینه را
💡 موزه رافائل بوردالو پینهیرو که نمونههایی از هنر فوقالعاده او را دارد یکی از جاذبههای گردشگری لیسبون است.
💡 صوف و اطلس ز کجا پینه بر اندام تو دوخت بر هوس جامهٔ عریانی اگر تنگ نشد