ریز بینی
مترادفها
دقت، ظریفبینی، تیزبینی، نکتهسنجی
متضادها
بلندبینی، دوراندیشی
لغت نامه دهخدا
ریزبینی. ( ص نسبی ) موجودات ذره بینی که بوسیله ریزبین و میکروسکوپ قابل رؤیتند. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) موجودات ذره بینی که به وسیله ریز بین ( میکروسکوپ ) قابل رویتند.
جمله سازی با ریز بینی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جانا! تو کجائی که نیازم بینی وین نالهٔ شبهای درازم بینی
💡 شکلهای بینی اسقف و بینی سلطان در قرن بیستم به کار میرفتند.
💡 زودا که بینی آمده او را به نزد خویش بر تخت عز و جاه شده همنشین تو
💡 چنان کن از تفکر عقل و تمییز که در عالم یکی بینی همه چیز
💡 در آینه چو خط سبز بر لبت بینی زمردی شمر از لعل تر برآورده
💡 جمعیت این شهر در حدود ۳۵۰۰۰ هزار نفر بیش بینی کردهاند.