خردبینی

مترادف‌ها

ریزبینی

لغت نامه دهخدا

خردبینی. [ خ ُ ] ( حامص مرکب ) کوته نظری. باریک بینی. || ( ص مرکب ) آنکه بینی خرد دارد. ( یادداشت بخط مؤلف ). اَذْلَف.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران