روشنایی سنج

مترادف‌ها

نورسنج

فرهنگستان زبان و ادب

{illuminometer} [فیزیک- اپتیک] ابزاری نوری که شدت نور وارد بر یک سطح را اندازه می گیرد

جمله سازی با روشنایی سنج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رکسانا نامی کوچک برای دختران است.رکسانا شکل یونانی روشنا است که خود ریشه ایرانی دارد. روشنا در فارسی همان رخشان است که به معنایی روشنایی است.

💡 ور شبی در کنج تاریکم ستد، در پیش او خویش را زنده بسوزم، روشنایی ها کنم

💡 یکای پا-شمع یک یکای غیرمتریک روشنایی است که در عکاسی استفاده می‌شود.

💡 دلم در طره از فیض رخش بر وصل لب شاد است ز ظلمت رهبرم بر آب حیوان روشنایی کرد

💡 پس ساز کرد ره را همراه شد سپه را در پیش کرد مه را از بهر روشنایی

💡 اما، با یک روشنایی ناگهانی، موجودات تاریکی از زمین بیرون آمدند.

💡 عکاس حرفه‌ای برای تنظیم دقیق نور در استودیو، از یک روشنایی سنج دیجیتال بسیار دقیق استفاده کرد تا از کیفیت تصاویر مطمئن شود.

💡 مهندسان برق برای بررسی سطح نور در محیط‌های کاری، دستگاه روشنایی سنج را به کار می‌برند تا استانداردهای لازم برای چشم‌ها رعایت شود.

💡 قبل از شروع فیلمبرداری در صحنه، تکنیسین‌ها با استفاده از روشنایی سنج، میزان نور محیط را اندازه‌گیری کردند تا نورپردازی مناسب باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران