روز فراخ

لغت نامه دهخدا

روز فراخ. [ زِ ف َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از بعد طلوع صبح است که نزدیک بطلوع آفتاب باشد. ( برهان قاطع ). صبح صادق یا روز روشن است. ( از آنندراج ):
دوش تا روز فراخ آن صنم تنگ دهان
لب چون لاله همی داشت ز می لاله ستان.ازرقی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از بعد طلوع صبح است که نزدیک بطلوع آفتاب باشد.

جمله سازی با روز فراخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وَ السَّماءَ بَنَیْناها بِأَیْدٍ، و آسمان را بر او داشتیم بنیروی و توان، وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ (۴۷) و ما فراخ‌توانان و فراخ‌داران‌ایم.

💡 ازبرای زن به میدان فراخ زندگی سرنوشت و قسمتی جز تنگ‌میدانی نبود

💡 و يا منزل المعاش على الناس و المواشى و لا فراخ فى العشاش من الطعم و الرياشتقدست من حكيم

💡 تنگ فراخ، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ممسنی در استان فارس ایران است.

💡 قوله تعالی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان‌

💡 بره فراخ، روستایی از توابع بخش خزل شهرستان نهاوند در استان همدان ایران است.

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز