لغت نامه دهخدا
روبهی کردن. [ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) روباهی کردن. روباه بازی کردن. حیله به کار بردن. مکر و فسون ساختن. نیرنگ بازی کردن. رجوع به روباه بازی کردن شود.
روبهی کردن. [ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) روباهی کردن. روباه بازی کردن. حیله به کار بردن. مکر و فسون ساختن. نیرنگ بازی کردن. رجوع به روباه بازی کردن شود.
روباهی کردن روباه بازی کردن حیله بکار بردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مپندار گر شیر و گر روبهی کز اینان به مردی و حیلت رهی
💡 شیری از آن روبهی آغاز کرد سیبش از آن روبهی آغاز کرد
💡 گفتی که تو روبهی نهای شیر ما را سقط همه سگان گیر
💡 بیشهای کان پر است از شیران کی کند روبهی در آن سیران ؟
💡 روبهی چند بود در بن غار به هم افتاده از برای شکار
💡 در پنجه مرگ روبهی کرد قالب به مصاف او تهی کرد