لغت نامه دهخدا
روباه طبع. [ طَ ] ( ص مرکب ) روباه صفت. آنکه در مکاری و حیله گری و نیرنگ بازی به طبیعت روباه باشد:
با من پلنگ سارک و روباه طبعک است
این خوک گردنک سگک دمنه گوهرک.خاقانی.و رجوع به روباه صفت شود.
روباه طبع. [ طَ ] ( ص مرکب ) روباه صفت. آنکه در مکاری و حیله گری و نیرنگ بازی به طبیعت روباه باشد:
با من پلنگ سارک و روباه طبعک است
این خوک گردنک سگک دمنه گوهرک.خاقانی.و رجوع به روباه صفت شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سک او در هنر اردست دهد با روباه روبه ماده شکست آرد بر ضیغم نر
💡 یکی روباه حیلت گر ز جادو فتاده روز و شب در پوستینم
💡 سپاهیان ملک بر عدو چنان چیره که شرزه شیردژ آگه به حمله بر روباه
💡 ماکیان را این مقال آمد پسند گفت: بر گو دُمّت ای روباه چند
💡 جوابش داد آن روباه قلاش که تو میرو من اینک آمدم باش
💡 در معرکه که قلب و جناحست و میسره شیران شرزه پنجه روباه من گرفت