فرهنگستان زبان و ادب
{mutual admittance} [مهندسی برق] نسبت جریان مختلط در یک حلقه (mesh ) به ولتاژ مختلط دیگر هنگامی که ولتاژ حلقه های دیگر صفر است
{mutual admittance} [مهندسی برق] نسبت جریان مختلط در یک حلقه (mesh ) به ولتاژ مختلط دیگر هنگامی که ولتاژ حلقه های دیگر صفر است
نسبت جریان مختلط در یک حلقه (mesh) به ولتاژ مختلط دیگر هنگامی که ولتاژ حلقههای دیگر صفر است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داستانهای شیطنت یا شوخیهای اروتها موضوعی رایج در فرهنگ هلنیستی بود، بهویژه در قرن دوم پیش از میلاد. از طلسمهایی برای جذب یا دفع اروتس برای القای عشق یا برعکس استفاده میشد. اروتهای مختلف نمایانگر جنبههای مختلف عشق یا میل بودند، مانند عشق نافرجام (Himeros)، عشق متقابل (Anteros) یا اشتیاق (Pothos).
💡 نیوْخ، (Нивхгу диф) نیفخ، گیلیاک، یا آموری یک خانواده زبانی منزوی و کوچک متشکل از از دو یا سه زبان غیرقابل درک متقابل است که مردم نیوخ در منچوری بیرونی، حوضه رود آمگون (شاخه آمور)، در امتداد پایین دست آمور و در نیمه شمالی ساخالین بدان سخن میگویند. «گیلیاک» اصطلاحی روسی است که برای اقوام منطقه رود آمور به کار میرود و اصولاً با نیوخ در ادبیات غربی یکسان است.
💡 وجـــه ايـــنـــكـــه در جـــمـــله (و جـــزاء ســـيـــئة ســـيـــئهمـثـلهـا)عمل متقابل مظلوم در برابر ظالم را (سيئه ) ناميد
💡 ــ مینوشیم به سلامتی ترقی ایران … ما روسها ایرانیان را دوست میداریم … گرچه دینمان یکی نیست ولی منافع مشترک و به اصطلاح حسن توجه متقابل … ترقی … بازارهای آسیا … فتوحات مسالمت جویانه، به اصطلاح …
💡 در نیمکره جنوبی شرایط دقیقاً برعکس نیمکره شمالی میباشد و فصلها متقابل همدیگرند. با انقلاب تابستانی در نیمکره شمالی و آغاز تابستان ساکنان نیمکره جنوبی انقلاب زمستانی و آغاز فصل زمستان را تجربه میکنند.
💡 بازرگانی بینالملل شامل انجام اعمال تجاری و جابجایی کالاها و خدمات میان بازارهای کشورهای مختلف است. کشورهای فعال در بازرگانی خارجی با موقعیت بهتر محصولات خود برای فروش و ورود به بازارهای خارجی، و همچنین در دسترس بودن محصولات برای خرید و تأمین نیازهای خود، سود متقابل دارند.