لغت نامه دهخدا
رنگ چرک تاب. [ رَ گ ِ چ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رنگی که بر آن چرک کم معلوم می شود مثل رنگ سیاه و سبز ماشی و طوسی. ( آنندراج ):
روز سیاه پرده آلوده دامن است
ممنون بخت خویشم از این رنگ چرک تاب.تأثیر ( از آنندراج ).
رنگ چرک تاب. [ رَ گ ِ چ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رنگی که بر آن چرک کم معلوم می شود مثل رنگ سیاه و سبز ماشی و طوسی. ( آنندراج ):
روز سیاه پرده آلوده دامن است
ممنون بخت خویشم از این رنگ چرک تاب.تأثیر ( از آنندراج ).
رنگی که بر آن چرک کم معلوم میشود مثل رنگ سیاه و سبز ماشی و طوسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیغ اگر برزدی به تارک سنگ آب گشتی و لیک آتش رنگ
💡 گل گفت چو من گلی کجا در چمنست یا رنگ کدام لاله گویی چو منست
💡 ناخن از خونم کنی رنگین که بنمایی به غیر تحفه خون دوست را از بهر دشمن میبری
💡 گل همه زان دارد این رنگ و بوی کش نفس باد سحر پرورد