رنگ شکری

لغت نامه دهخدا

رنگ شکری. [ رَ گ ِ ش َ ک َ / ش ِ ک َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رنگی که زردیش کم و مایل به سرخی بود. رنگ آل. رنگ نباتی. ( آنندراج ):
تنگ کرده ست بسی حوصله تنگ شکر
از لب پسته آن مهوش و رنگ شکری.تأثیر ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

رنگی که زردیش کم و مایل بسرخی بود رنگ آل رنگ نباتی

جمله سازی با رنگ شکری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر بدین عاشق دلسوخته مسکینی شکری زان لب چون لعل بدخشان آرند

💡 در کیش ما چو سجدهٔ کافر قبول نیست شکری که منکرانِ محبّت ادا کنند

💡 زانده تست سخن گفتن من،وین اشعار شکری زآن قصب و شهدی ازآن زنبورست

💡 میخواستم از پستهٔ سبزت شکری تو بر در بسته خط نوشتی ما را

💡 تلخی غمت خوردم باشد سخنم شیرین ای دوست ندانستم کین نی شکری دارد

💡 من بعد حکایت نکنم تلخی هجران کان میوه که از صبر برآمد شکری بود

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز