لغت نامه دهخدا
رمان البر. [ رُم ْما نُل ْ ب َرر ] ( ع اِ مرکب ) رمان بری. درختی است که به درخت انار ماند و کوچکتر از او، حب قلقل دانه وی است و مغاث بیخ اوست. ( الفاظ الادویه ). جلنار ذکر. ( تذکره داود ضریر انطاکی ). رجوع به حب القلقل شود.
رمان البر. [ رُم ْما نُل ْ ب َرر ] ( ع اِ مرکب ) رمان بری. درختی است که به درخت انار ماند و کوچکتر از او، حب قلقل دانه وی است و مغاث بیخ اوست. ( الفاظ الادویه ). جلنار ذکر. ( تذکره داود ضریر انطاکی ). رجوع به حب القلقل شود.
یا رمان بری درختی است که بدرخت انار ماند و کوچکتر از او حب قلقل دانه وی است و مغاک بیخ اوست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر باده چون سوده یاقوت رمانی در ده که زد از سرو سهی فاخته کوکو
💡 زندانی زندا رمانی ماجراجویانه اثر آنتونی هوپ به سال ۱۸۹۴.
💡 این فیلم اقتباسی است از رمانی به همین نام (۱۸۶۲) نوشته ویکتور هوگو
💡 حرمت و صبرم ببردی زان لب و قامت چناک حرمت یاقوت رمانی و سرو جویبار
💡 هویی به فراغت نکند در همه صحرا دیوانه که آهوی رمان در گله دارد
💡 آپدایک بیش از ۶۰ رمان، مجموعه داستانهای کوتاه، شعر و نقد ادبی منتشر کرد.