لغت نامه دهخدا
رعیت وار. [ رَ عی ی َ ] ( ص مرکب ) همچون رعیت. همانند رعیت. چون رعیت. رعیت مانند.
رعیت وار. [ رَ عی ی َ ] ( ص مرکب ) همچون رعیت. همانند رعیت. چون رعیت. رعیت مانند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این پنج فضیلت همراه با سه طریقت، اطاعت رعیت از حاکم، اطاعت فرزند از پدر، اطاعت زن از شوهر سه طریقت پنج فضیلت (به چینی: 三纲五常) خوانده میشود.
💡 شاهان رعیت از ره قدرند و شاه اوست شاهی که با رعیت خود در رعایتست
💡 با رعیت صلح کن وز جنگ خصم ایمن نشین زان که شاهنشاه عادل را رعیت لشکرست
💡 مفهوم بیگاری انواع جنبههای بردگی از جمله وامدار کردن رعیتها (بردگی وامدار)، سرفداری و اردوگاه کار اجباری را در برمیگیرد.
💡 و بر پادشاه واجب بود که در حال رعیت نظر کند و بر حفظ قوانین معدلت توفر نماید، چه قوام مملکت به معدلت بود.
💡 به دست خود کند بیدادگر بنیاد دولت را ستمگر لشکر بیگانه می سازد رعیت را